سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

584

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

وعبد الله بن عمر با مهاجرين آمد وگفت كه : كساني كه بر تو بلوا كرده‌اند همان اشخاص اند كه به ضرب شمشيرهاى ما مسلمان شده‌اند وهنوز از خوف آن ضربات تنبان زرد مىكنند ، اين همه بلندخوانى وبالاپردازى اينها از آن است كه كلمه مىخوانند وتو حرمت كلمه نگاه مىدارى ، اگر بفرمايى اينها را بر حقيقت حالِ خود آگاه سازيم وباز همان حالت فراموش شده شان به يادشان بدهيم ؟ ! عثمان گفت : لله ! اين سخن مگو وبراي جان من فقط كشاكشى در اسلام مكن . وبا وصف اين همه حسنين [ ( عليهما السلام ) ] وعبد الله بن عمر وعبد الله بن الزبير وأبو هريرة وعبد الله بن عامر بن ربيعه وديگر صحابه همراه عثمان در دار بودند ، وچون مردم بلوا هجوم مىكردند اينها به سنگ وچوب وبستن دروازه مدافعت مىكردند ، وغلامان عثمان - كه فوجى كثير بودند به حدّى كه اگر حكم مىكرد در يك ساعت أهل بلوا را حقيقت كار معلوم مىشد - با سلاح وأسباب حاضر آمدند ، وزارى وبي قرارى نمودند كه ما همان جماعتيم كه از خراسان تا افريقيه تاب شمشير ما كسى نياورده ، اگر حكم فرمايى اين جماعت به خود مغرور را تماشايى كارِ ايشان بنماييم كه به سخن وكلام اصلاح اينها نمىشود ، وچون اينها مىدانند كه ما را كسى به حرمت كلمه متعرض نمىشود أصلا رو به راه نمىآرند ، وسخن تو را وديگر كبراى صحابه را به جُوى نمىشمارند . عثمان همين مىگفت كه : اگر رضاى من مىخواهيد وحق نعمت من ادا مىنماييد ، سلاح دور كنيد ودر خانه‌هاى خود بنشينيد ، وهر كه از شما سلاح دور كند أو را آزاد كردم ، والله لئن أُقتل قبل